شاهدان خوسار(خوانسار)

این سایت با هدف زنده نگاه داشتن یاد و خاطره دلاور مردان دفاع مقدس طراحی شده است.

شاهدان خوسار(خوانسار)

این سایت با هدف زنده نگاه داشتن یاد و خاطره دلاور مردان دفاع مقدس طراحی شده است.

شاهدان خوسار(خوانسار)
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
پیوندها

دانش آموز شهید کمال اسدی

پنجشنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۳، ۱۰:۵۴ ق.ظ



جانباز یعنی قله وارستگی در اوج شکستگی و زیستن بدون دلبستگی


خدمتتان عرض کنم که پس از انتشار نماهنک مربوط به تعدادی از دانش آموزان شهید شهر، یکی از رزمندگان شهر خاطره ای از شهید کمال اسدی برایمان فرستاده که در این پست منتشر می کنیم. خیلی پی گیری کردیم که عکسی از این شهید والا مقام در جبهه ها را دریافت و منتشر کنیم که موفق نشدیم. یکی از دوستان رزمنده می گفت کمال علاقه ای به گرفتن عکس نداشت. 
 اما خاطره مربوط به این شهید والامقام: 
"یادم می آید در سال 1365 با کمال به جبهه رفته بودیم. قبل از عملیات کربلای 5 وقتی که به مرخصی آمدیم. بسیج از ما خواست که برای گرفتن مساعده 2000 تومانی به بسیج مراجعه کنیم. وقتی که به بسیج رفتیم همه ما مساعده را گرفتیم ولی چهره کمال اسدی به شدت برافروخته شد و از گرفتن مساعده خوداری کرد. کمال به شدت گریه می کرد و می گفت: که معامله من با خدا  بوده، من که برای گرفتن پول به جبهه نرفته ام. اگر می خواستم مزد بگیرم که همین خوانسار می ماندم و کار دیگری می کردم. بعد از اتمام مرخصی مجدداً به جبهه برگشتیم و حدود یک ماه بعد کمال در اسفند سال 1365 در مرحله آخر عملیات کربلای 5 به شهادت رسید.
ولی این را هم بگویم که خیلی از رزمندگان مساعده ها را روی هم می گذاشتند و به فقرا کمک می کردند."


خاطره ای دیگر از این شهید:

"کمال به شدت نسبت به غیبت و تهمت حساس بود. در جمع های که احساس می کرد کسی غیبت می کند به شدت موضع گیری می کرد. و خیلی وقت ها با عصبانیت جمع را ترک می کرد. او انسان خود ساخته ای بود که به قول خودش با خدا معامله کرده بود."


اگر عکسی از ایشان در جبهه ها موجود است برایمان ارسال کنید تا منتشر کنیم. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۳/۰۸
محله پایتخت

نظرات  (۲۲)

آقایون تا کی تخریب؟؟؟؟؟+ پوستر
منتظر نـــظـــرات سازنده شما هستم.
پاسخ:
چشم حتماً
چه خاطره های زیبایی، ممنون از شما
پاسخ:
ممنو از اظهار لطفتون
معنویت،عقلانیت و عدالت ابعاد اصلی مکتب امام راحل بوده است. امام خامنه ای مدظله العالی
پاسخ:
سپاسگزلرم
۱۲ خرداد ۹۳ ، ۱۹:۴۴ ناشناس تهران
دوستان امشب هرحاجتی دارید از اقا ابوالفضل العباس بگیرید من اینوتجربه کردم منوبا سرطانی که داشتم تنها نزاشتوشفام دادازش بخواهید حتما بهمون نگاه میکنه باب الحواءجه التماس دعا
پاسخ:
شدیداً ملتمس دعا هستیم.
روز جانباز را به همه جانبازان تبریک عرض می کنم.
پاسخ:
ممنون رزمنده بزرگوار
ایزن اول صاحب درگیردون کرتان.
به یگ شرط
بدونشناسان!
فقط مون.یعنی فقط خوم زونبان.
نکرو آقای خواجه کریمیدین؟
بخچ اسم وبلاگه جی مین یگ شرایط خاصی از قرآن و حافظ تفال گیران. کمک کرنده. هرچند مون با این اسمه کلی خاطره داران. کلی آرکی تایپم بساختی و....
از خود حج ابریم کمکدون هادگفت.اسمای پیشنهادی هاگیردین بعد به همه پرسی ندین. کاملن دموکراسی.
پاسخ:
ممنون
چشم نظر افراد صاحب نظر هادگیران.
ولی خاب اجازه هاددین من همچنان ناشناس بمونان.
ولی خاب شما جی نام پیشنهادیدون بواژدین
نظر حج ابریم جی هادگیران.
اعیاد برشما مبارک بو.
بوبا هلا خا هرکی یگ کارید کرو با هزارتا دیروین و عکاس اشو اینور اونور تا ازژ عسگ ورگیرنده. ابی از وضی واگفتن و قنوت نما بگی تا چایی خورتن و دان تاقنن....والا....
اومحل اگه کسی مین قید و بند این چیا نبو مسخرژه کرنده و هزارتا حرف بژ بیداژنده.
تازژ جی رسم گنو گه طرف یک سعت بشتی یاقای هزارتا اضافه کاریو و عیدی و ماموریت اژگو هاگیرو.
بعضیا جی خا خب واس دوسعت پشت خط بودن از هزارتا رانت و امکانژون استفاده کرت تا وختی گه اسم خانواده شهید اچو داژنده بوبا طرف خا خب گنا بشه جبهه. به همه نوایی برسا.
هم محلی . همه چی درهم ورهم و قاطی پاطیو....امرو زندگی اونرویی کرتن خیلی سختو.
پاسخ:
باور کردین همه این مشکلات وجود دورو  ولی خاب باید سعی بکرمین هدفمون مخ نکرمین.
واقعا خیلی سختو. تهمت و غیبت و بد اخلاقی بیداد کرو به خاطر همین وقتی از صفا و صمیمیت مین جبهه ها وانویسمین. بعضیا باور نکرنده. حق دارنده خیلی وضع خرابو.
من جی خیلی شرایط سختی داران از این اوضاع بی ریختی که وجود دورو.

راستی دوباره مطرحژون کرتی که اسم وبلاگه از حالت محلی خارج کرمین. یکی از این نفرا که پیشنهادژ هادو با بقیه فرق کرو. آقای ابراهیم غضنفریو که از اول تا آخر جنگ بیدربه.
حالا دوست داران شما جی کمکم کردین با توجه به حس هنری فوق العاده ای که داردین یگ اسمی انتخاب کردین که دارای خصوصیات زیر بو:
1- با ایثارگری ارتباط دوربو
2- دربرگیرنده خوسار جی بو
3- حس هنری جی دوربو

نوجوانی با سن و سال کم اما با دلی دریایی و روحی بزرگ ......
پاسخ:
واقعاً در او 8 سال اتفاقاتی رح داده که به قول یکی از رزمندگان اگه خودمون شاهد وقوعشون نبودیم درکش خیلی سخت بود.
بدینوسیله از زحمات شما در ارائه خاطرات بچه های آسمانی تشمر می کنم. خرم و سبز و همیشه شاد باشید.
پاسخ:
سپاس
ممنون از نظری که در وبلاگ ما قرار دادید
من هم شیفته وبلاگ ارزشی شما شدم
پاسخ:
ممنون از اظهار لطف شما
سلام
خیلی ممنون از کمک بزرگی که به ما کردید در حال حاضر بنده به اینتر نت پر سرعت دسترسی ندارم در اسرع وقت از نظرات ارزشمند و اطلاعات بسیار خوب شما در وبلاگ استفاده خواهد شد لطفا باز هم با ما در ارتباط باشید. اجرتون با شهدا
پاسخ:
انجام وظیفه کردیم.
سلام و خسته نباشید.
مطالب ارزشمندتونو می خونیم و لذت می بریم.
موفق باشید.
پاسخ:
ممنون شهرام خان. بزرگواری بخصوص محل بالایی هم که هستی تاج سر مایی
یعنی هیچ عکسی از کمال با لباس خاکی نداردین.
پاسخ:
نه متاسفانه هیچ عکسی از کمال ندارمین.
۰۹ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۰۴ پاسخ انتقاد از احمدی نژاد
خدمتتان عرض کنم رئیس جمهوری که باعث شد هر نفر از ما 45500 تومان ماهانه بگیریم آیا حق این را ندارد چند خودرو بعد از تمام شدن مسئولیتش در اختیار داشته باشد. خبر موثق دارم که هنوز مردم نامه هایشان را برای او می فرستند او کسی بود که در تاریخ ایران یک بار تکرار شد و باید بعدها حسرت بخوریم که چگونه قدر او را ندانستیم.
پاسخ:
این هم نظریست.

خوب شما که همین الان حسرت می خورید. 
۰۹ خرداد ۹۳ ، ۱۲:۰۶ شعری از فروغ فرخزاد با نام خاطره تقدیم به همه جان برکفان
خاطرات

باز در چهره خاموش خیال 
خنده زد چشم گناه آموزت 
باز من ماندم و در غربت دل 
حسرت بوسه هستی سوزت 
باز من ماندم و یک مشت هوس 
باز من ماندم و یک مشت امید 
یاد آن پرتو سوزنده عشق 
که ز چشمت به دل من تابید 
باز در خلوت من دست خیال 
صورت شاد ترا نقش نمود 
بر لبانت هوس مستی ریخت 
در نگاهت عطش طوفان بود 
یاد آن شب که ترا دیدم و گفت 
دل من با دلت افسانه عشق 
چشم من دید در آن چشم سیاه 
نگهی تشنه و دیوانه عشق 
یاد آن بوسه که هنگام وداع 
بر لبم شعله حسرت افروخت 
یاد آن خنده بیرنگ و خموش 
که سراپای وجودم را سوخت 
رفتی و در دل من ماند به جای 
عشقی آلوده به نومیدی و درد 
نگهی گمشده در پرده اشک 
حسرتی یخ زده در خنده سرد 
آه اگر باز بسویم آیی 
دیگر از کف ندهم آسانت 
ترسم این شعله سوزنده عشق 
آخر آتش فکند بر جانت

پاسخ:
سپاسگزارم
به نظر من شما کار بزرگی می کنید که خاطره و نام و یاد این شهدای عالیقدر را زنده نگه می دارید تا به دست فراموشی سپرده نشوند...
سپاس و باز سپاس
پاسخ:
نظر لطفتونه انجام وظیفه می کنیم آقا سعید جان 
و خوشحال از این مطالب مورد رضایت جوانان غیور شهرمان واقع شده.
۰۹ خرداد ۹۳ ، ۱۰:۲۰ ما کجا و این شهدا کجا
بد نیست این گزارش سایت عصر ایران در مورد خودروهای در اختیار احمدی نژاد رئیس دولت پاک دست ها را در مورد تحویل ندادن خودروها بخوانید.
عصر ایران؛ مهرداد خدیر -  از این خبر که محمود احمدی نژاد و همکاران او از بازپس دادن ده ها دستگاه خودرو متعلق به نهاد ریاست جمهوری یا دستگاه های زیر مجموعه آن خودداری کرده اند بار دیگر این نتیجه حاصل می شود که برای تصدی مسؤولیت های کلان به مناعت و استغنایی نیاز است که از تظاهرات عادی و صوری، ضروری تر است.

مشکل احمدی نژاد و یاران او در اصرار بر نگاه داشتن پاره ای امکانات دولتی که ابتدا با اقامت در ساختمان لادن خیابان شیخ بهایی خود را نشان داد و اکنون با پس ندادن خودروهای دولتی جلوه کرده ، در این است که اینان در جامعه جایگاهی نداشتند تا به همان موقعیت بازگردند و بدون امکانات دولتی و پولی که به دست آورده اند احساس خوبی ندارند!



یک روحانی به درس و بحث و حوزه بازمی گردد، مانند آیت الله موسوی اردبیلی، صانعی، محمد یزدی و دیگران. یک استاد دانشگاه به درس و تدریس و محیط دانشگاهی مثل محمد علی نجفی پس از وزارت آموزش و پرورش و دیگرانی که بعد از دولت اصلاحات ،کار قبلی را از سر گرفتند یا ادامه دادند.یک پزشک به مطب خود باز می گردد. مانند دکتر وحید دستگردی یا دکتر فاضل. یا شخص به چنان جایگاهی دست یافته که مجال بازگشت به مرتبه قبلی نیست و در جامعه حیطه جدیدی برای او تعریف می شود مانند سید محمد خاتمی.

محمود احمدی نژاد اما هیچ یک از اینها نبود که همه زندگی اش را در علم و دانشگاه بگذارد و تازه همه حساس می شوند ببینند چه در چنته دارد؟

حال آن که دکتر حداد عادل در زمان ریاست مجلس نیز تدریس کانت در دانشکده ادبیات را فرو نگذاشت. یا شهردار قالیباف، خلبانی و تدریس جغرافیای سیاسی را ترک نکرده است.
جالب این که زود مشخص شد منظور او از بازگشت به دانشگاه، خصوصاً همان دانشگاهی نبود که به آن می بالید و به واسطه آن خود را دانشگاهی می خواند که دانشگاهی بر روی کاغذ بود که با استفاده از جایگاه ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی و بدون طی سلسله مراتب و مراحل برای خود مجوز گرفته بود و اکنون البته در محاق است.

یک استاد دانشگاه پس از مسوولیت دولتی تدریس را از سر می گیرد و روحانی نیز  تبلیغ را. تاجر به کسب و کارخود باز می گردد و نظامی هم به محل خدمت. احمدی نژاد اما نمی دانست به کجا بازگردد. به شرکت آتی ساز که کار دولتی را در آن شروع کرده بود؟ به دانشگاه علم وصنعت که با حمایت حمید بهبهانی جایی در آن پیدا کرده بود اما اکنون کار در آن مستلزم اطلاعاتی است که اگر هم می داشت طی 8 سال به روز نشده است؟ به جمعیت ایثارگران و جامعه اسلامی مهندسین که عضو شورای مرکزی آنها بود اما عملا کنار گذاشته شد؟ به کجا باید برمی گشت؟

اصول گرایان البته با پایان یک دولت از این نهاد به آن نهاد می روند. هیچ جا نباشد صدا و سیما هست. علی کردان در خاطرات خود گفته بود پس از دوم خرداد 76 نزدیک به چهار هزار نفر از نیروهای همسو را به این سازمان آورد و جایی مشغول کرد. احمدی نژاد اما از این دایره هم بیرون زده بود. 

اما مگر آیا همه باید سمت و منصب داشته باشند و آیا احمدی نژاد نمی تواند در گوشه ای از این سرزمین زندگی کند مثل همه مردم دیگر؟ مگر در روز آخر و در گزارش تلویزیونی 11 مرداد 1392 نگفت: «حاضر است جوی خیابان ها را تمیز کند» ؟ چرا حالا به کمتر از دانشگاه خصوصی و اتومبیل خاص و منطقه ولنجک در گران ترین نقطه تهران رضایت نمی دهد؟



مشکل اما در او نیست. مشکل متوجه اصول گرایانی است که او را دچار این احساس کاذب کرده اند تا نتواند خودش باشد. این وضعیت را بازیگران سریال های تاریخی هم پیدا می کنند. چندان که خروج آنان از آن نقش سال ها زمان می برد. 

می گویند آنتونی کویین هم با همه حرفه ای گری در نقش حمزه عموی پیامبر گرامی ما فرو رفته بود و آن هیات و هیبت را دوست می داشت و تا مدتی ظاهر خود را تغییر نمی داد. در ایران یادمان هست که داریوش ارجمند با نقش مالک اشتر زندگی می کرد و چهره ظاهری او تغییر کرده بود. یا فریبرزعرب نیا که پس از 5 سال بازی در نقش مختار تقفی روحیه دیگری پیدا کرده بود که در قالب عصیان در مقابل کارگردان فیلم «چ» خود را نشان داد.
احمدی نژاد به بازیگری می ماند که هر چه به او می گویند دوربین ها خاموش شده و از حس بیرون بیا، نمی آید! او عنوان «رییس جمهور سابق» را نیز یک منصب می داند.

رفتار او در پس ندادن خودروهای دولتی را می توان با کاری که مهندس بازرگان در روز 14 آبان   1358ودر فردای استعفا از نخست وزیری انجام داد مقایسه کنیم. به دفتر نخست وزیری رفت و  وسایل شخصی را برداشت و چکی را تحویل حسابداری داد. از او پرسیدند: بابت چه ؟ پاسخ داد: بابت ناهارهای غیر مرتبط با کار نخست وزیری. چون در ایام نخست وزیری با برخی از دوستان سابق در دفتر نخست وزیر ناهار خورده بود در حالی که جلسه کاری و اداری نبوده و به روابط شخصی مربوط بوده است. این یک ادعا نیست. در اسناد نخست وزیری ثبت شده و شاهدان متعدد دارد. امروز اما باید آدم بفرستند و بگویند: آقاجان! ماشین ها را پس بده!

روزی که دکتر ایرج فاضل وزیر بهداشت دولت سازندگی را مجلس وقت استیضاح کرد و مجلس به استیضاح او رای مثبت داد و در نتیجه از وزارت افتاد صمیمانه تشکر کرد. او گفت: من به امر آقای هاشمی آمده بودم و در این مدت از کار جراحی و لذت و درآمد آن نیز محروم شده بودم و فرصت کمتری برای کار علمی و عملی داشتم . شما به من لطف و خدمت کردید. او مجامله نمی کرد. مثال ملموس و امروز آن وزیر کنونی بهداشت است که اگر همه وقت خود را صرف تخصص خود کند درآمد و آسایش بیشتری دارد. 

کسی را باید به منصبی گماشت که به آن وابسته نباشد و بدون آن نیز اعتبار و اشتهار داشته باشد. راز پاره ای فساد های مالی هم در این است که شخص پس از دوران صاحب منصبی نمی تواند به جای قبلی بازگردد چون جای ویژه ای نبوده و تخصص و مهارت و نفوذی هم ندارد. بنا براین درصدد جمع آوری ثروت و سرمایه برمی آید تا بتواند با این پول، نداشته های دیگر خود را جبران کند.

اگر دل احمدی نژاد به این اتومبیل ها خوش است بگذارید باشد. 

او نه خاتمی است که پس از ریاست جمهوری و برای اختصاص دفتر کار، بیت امام برایش آغوش بگشاید و نه ناطق نوری که حوزه  علمیه ای در لواسانات به راه اندازد. نه بازرگان است که پول ناهار با دوستان خود را به خزانه بازگرداند و نه  قالیباف که خلبانی را رها نکند.


نمی خواهم بگویم که او هیچ کس نیست. او البته محمود احمدی نژاد است. کسی که 700 میلیارد دلار ثروت ملت ایران را در اختیار داشت. اگر هم کوچک نبود اما می خواست همه ما را کوچک کند و دنیا برای او در همان 10 نفر حواریون او خلاصه می شد. پس اگر با قطاری از اتومبیل های دولتی به بزرگی می رسد بگذار برسد. هر چه باشد بخشی از تاریخ ما و عمر ما با آرزوهای برآورده شده و نشده او گره خورده است.

این هم آدرس خبر

http://www.asriran.com/fa/news/338352/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF
پاسخ:
ممنون دوست عزیز هر چند با این مطلب که در خیلی از سایت ها مانند عصر ایران، بهار نیوز و اعتدال منتشر شده، موافقم ولی خوب خواهشم این است که سعی کنید پیام هایی از جنس سیاسی را نفرستید.
الان که غیبت و تهمت نقل محافل و مجالس ماست. 
تقریباً همه ما به آن مبتلا هستیم. اول که این خاطره را خواندم با یک لبخند ژوکندی از کنارش گذشتم ولی چند ساعت بعد دوباره برگشتم و مجدداً آن را خواندم و تازه متوجه شدم چه ساده بدیهیات اخلاقی را که در اسلام نکوهیده شده هر روز تکرار می کنیم. وای بر ما
پاسخ:
ممنون از اظهر نظرتون

امیدوارم این خاطرات یک تلنگری به همه ما باشد.
از بابت سخنرانی سید حسن خمینی تو بروجرد اینطور نبود که دولت هیچ عکس العملی نشون نده بلکه در اولین فرصت فرماندار اون شهر رو که مقصر اصلی میدونستند گرفتند عوضش کردند،در ضمن این یک فضای مجازی،ما هم به عنوان عضو کوچیکی از این فضا داریم کار میکنیم،از دوره های قبل هم ممنوعیتی از بابت انتقاد از برنامه ها و کارهای دولت به خصوص مذاکرات وجود نداشت.
پاسخ:
از پاسخ مودبانه شما بسیار سپاسگزارم.
در مورد تغییر فرماندار بروجرد هم دولت با توجه به فشار حامیان فرماندار را تغییر داد.
برای یک کشور اسلامی جالب نیست که 24 سال سال پس از رحلت بنیانگذار نظامش به نوه بنیانگذار که اتفاقاً از نظر افکار هم به بنیانگذار نظام بسیار نزدیک است اجازه سخنرانی که موضوعش هم "بررسی دیدگاه های بنیانگذار" است ندهند.

سلام دوست عزیز اصلا برام دولت های دهم و یازدهم مهم نیست.مطمئنا اشتباه از دولت دهم بود که به اینجا کشید، با اینکه تو این دولت کلاهبرداری های بابک مشخص شد متأسفانه انگار بعضی از مسئولین متوجه نمی شدن یا اینکه توافقی کار می کردن.در هر صورت تشکر از نظرات سازنده و خوبت. اگه مایل به تبادل لینک هستی منو با نام تخریبچی لینک کن بعدش بهم اطلاع بده
پاسخ:
ممنون از نظرتون
شما را به پیوندها اضافه کردم.
کاش مسئولین این مطالب را می خواندند و سرلوحه کارشان قرار می دادند.

از طرف دیگر کاش به جای این که خاطرات جنگی خاطراتی از این جنس که زیاد هم است منتشر می شد. به هر حال جامعه اکنون نیاز به آشنا شدن با این اخلاقیات دارد. 
پاسخ:
ممنون از اظهار لطفتون.

سعی می کنیم همین روش را ادامه دهیم.
۰۸ خرداد ۹۳ ، ۱۱:۱۷ مرتضی آزاد
سلام. بهره بردیم. سایت مفاتیح.
پاسخ:
سلام

حتماً سر می زنیم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی