شاهدان خوسار(خوانسار)

این سایت با هدف زنده نگاه داشتن یاد و خاطره دلاور مردان دفاع مقدس طراحی شده است.

شاهدان خوسار(خوانسار)

این سایت با هدف زنده نگاه داشتن یاد و خاطره دلاور مردان دفاع مقدس طراحی شده است.

شاهدان خوسار(خوانسار)
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
پیوندها

تبریک سال جدید با یک خاطره از جبهه

جمعه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۳، ۱۱:۳۰ ق.ظ

سال جدید را به همه ایرانیان و فارسی زبان ها تبریک می گویم. امیدوارم که همه ما بتوانیم در اول سال جدید اعمال سال گذشته را بررسی و نقاط ضعف خود را برطرف و نقاط قوت را هر چه تقویت کنیم. از شما دوستان چه پنهان، من هم چنین تصمیمی گرفته ام. سال 1393 را در حالی پشت سر گذاشتیم که یکی از یادگاران خوب دفاع مقدس که عضوی گرانبها از جامعه مجازی وبلاگ نویسان بود، از میان ما پر کشید و با تاخیری 25 ساله به خیل یاران شهیدش پیوست . شهید اسداله اورعی را می گویم در مجلس یادبودی که به مناسبت چهلم شهادتش در سالن اجتماعات دانشگاه پیام نور خوانسار برگزار شده بود دختر این شهید بزرگوار گفته بود "پدر جان هنوز خیسی گونه هایت را که در فراق برادران شهیدت اشک می ریختی به یاد دارم و چه آرام و به آرامی یک پرواز پریدی" بگذریم هیچ وقت عید سال 1364 را فراموش نمی کنم. عید آن سال ما در خط مقدم جبهه شلمچه مستقر  بودیم. در خط مقدم دشمن بین ما و خودش از ترس نفوذ ایرانی ها آب انداخته بود. در آن سال من فرمانده یک دسته از گردان یازهرا(س) از لشکر 14 امام حسین(ع)بودم. به رسم ایرانی ها یک هفت سین از سنگ، سمباده، سکه، سرنیزه، سفره، و به شوخی سعید( یکی از همرزمان) و سنگر درست کرده بودیم. حدود 1 ماه بعد سعید هفت سینمان شهید شد.موقع سال تحویل کلی تیر هوایی زدیم. دشمن که ترسیده بود، منطقه را گلوله باران کرد. ولی به دلیل شناختی که ما داشتیم با پناه گرفتن در سنگر ها هیچ تلفاتی ندادیم. واقعا دوران خوبی بود. درصد کمی از فرهنگ جبهه به جنگیدن مربوط می شد و قسمت اعظم آن دانشگاهی بود از خودسازی، دوستی، صمیمیت، معنویت، ایثار، به بهترین نحو زندگی کردن و ... ما دل تنگ همین فرهنگ هستیم.

 

آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب

 با صد هزار زینت و آرایش عجیب

شاید که مرد پیر بدین گه جوان شود

گیتی بدیل یافت شباب از پی شبیب

چرخ بزرگوار یکی لشکری بکرد

 لشکرش ابر تیره و باد صبا نقیب

نفاط، برق روشن و تندرش طبل زن

 دیدم هزار خیل و ندیدم چنین مهیب

خورشید زابر تیره دهد روی گاه گاه

 چونان حصاری که گذر دارد از رقیب

یک چند روزگار جهان دردمند بود

 به شد که یافت بوی سمن را دوای طیب

باران مشکبوی ببارد نو به نو

 و ز برف برکشید یکی حله قصیب

گنجی که برف پیش همی داشت گل گرفت

هر جو یکی که خشک همی بود شد رطیب

لاله میان کشت درخشد همی ز دور

 چون پنجه عروس به حنا شد خضیب

بلبل همی بخواند بر شاخسار بید

 سار از درخت سرو مر او را شده مجیب

                   (رودکی) 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۱۲/۲۹
محله پایتخت

نظرات  (۲)

خدایی ایرانی جماعته و خلاقیت، گذشته از پایان تلخ هفت سینتون ، ابتکار جالبی بوده.
و شاید همین روحیه شوخ طبعی مارو انقدر در اوضاع نابسامان دل گنده کرده.
پاسخ:
واقعاً جبهه ها تلخی ها و شیرینی های زیادی داشت. 
سلام
سال نو مبارک
خدا رحمت کنه اقای اورعی رو ، مطمئنا ایشون در پیش همسنگرانشون خوشحال هستند و این ماییم که هنوز گرفتار دنیا و دلبستگی های اون هستیم
خیلی خوبه که در هر مناسبتی خاطره ای از جبهه بیان میکنید .
 انشالله سالی خوب سرشار از موفقیت داشته باشید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی